از آخرين باري كه اينجا نوشتم خيلي گذشته،اتفاقهاي زيادي افتاد،خونه بچگي هاي ما سه تا ديگه نيست،بابا هم ديگه نيست و همه اون اتفاق ها و من در حال سعي براي كنار اومدن با همه چيز، شركت رو عوض كردم و الان اينجا ،اين منم كه روي اينهمه ويرانه ايستادم و دارم تلاش ميكنم كه بفهمم كار درست چيه،مثل هميشه. ..مثل هميشه دودل بين موندن و نموندن ...آخ آخ ،بايد بمونم اين بارو و تا آخرش برم ،اين راه و بايد برم ،يك بار براي هميشه بايد بمونم و بجنگم...اين بار رو .....
بماند به يادگار از تمام روزهايي كه خودم رو قانع كردم كه بمون و بجنگ ،باشد كه در نهايت زيانكار نباشم
پ ن:اميدوارم پست بعدي ام خوشحالي از نتيجه اين مقاومت باشه،اميدوارم.....
و انتهاي اين قصه سرد و سپيد ،هميشه سبز خواهد بود
برچسب:
نویسنده: ساناز نظری