خرید بک لینک

كرمانشاه

اين منم كه اين سه روز نه ميفهمم چي ميخورم ،نه چي ميگم چه كار ميكنم فقط تلاش ميكنم تا كمك اي بيشتري جمع كنم ،مغزم پر از خلا شده و ديوونه وار همش دارم اينستا و تلگرام چك ميكنم براي خبر از زلزله زده ها،من و اكرم ترم يك تو دانشگاه سراسري اونجا دوست شديم وووو..آخ دختر تو الان بايد بودي تا من ميومدم با هم داوطلب ميرفتيم،بايد بودي كه من پام بكشه بيام اونور،بايد بودي تا مسخره ات كنم كه من كردي از تو بهتر ميرقصم ، ،تا با هم راه بيافتيم مثل هميشه،كه داغت رو دل من نمونده باشه كه مونده ،كه من حتي نميتونم به سمت اون شهر قدم بردارمخدايا ازت يك چيز و فقط يك چيز ميخوام

اجازه نده دست هيچ نامحرمي به اون كمكها بخوره،نگذار،فقط همين .بد جنس نيستم اما الان هيچ رحمي تو دلم نيس،رسوا كن كسي روكه به اون كمكها دست ناحق بزنه. و مراقب تمام اون كوچولوها و بزرگتراشون باش كه نلرزند و گرسنه نباشند و غمگين

قل اعوذ برب الناس...

برچسب: نویسنده: ساناز نظری تاريخ: چهارشنبه 28 مرداد 1405 ساعت: 17:32

صفحه بندی