همه رفتند سفر...من موندم که فردا برم اون جا...شاید برای آخرین بار...خیلی,سال پیش وقتی برای اولین بار رفتم آزاده هنوز بود.... رفتم و.بعد از دعا برای همه برای خودم برای اولین و.آخرین بار یه چیز از خدا خواستم....فردا میرم و.پس میگیرم حرفمو....دیگه نمیخوام..نمیدونم چرا ...اما این نیت دیگه جاش تو زندگی من نیست...بعد اینهمه سال میرم که بگم اشتباه بود و تموم...برای همیشه....